پرینازپریناز، تا این لحظه 2 سال و 4 ماه و 26 روز سن دارد
مامان افسانهمامان افسانه، تا این لحظه 30 سال و 7 ماه و 14 روز سن دارد
بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه 31 سال و 5 ماه و 2 روز سن دارد
وبلاگ پرینازوبلاگ پریناز، تا این لحظه 2 سال و 5 ماه و 11 روز سن دارد
هم خونه شدن ماهم خونه شدن ما، تا این لحظه 4 سال و 3 ماه و 15 روز سن دارد

♥ پریناز♥

پریناز درخیرآباد ...

      به نام خدا .... سلام به دخملیم امسال عین سال پیش رفتیم به روستای پدربزرگ  های بابایی  به خیرآباد و شماهم برای بار اولت بود که تاسوعا و عاشورا رو میومدی اونجا ولی من پارسال هم برای تاسوعا و عاشورا اومدم با بابایی                               ...
27 مهر 1395

یک ماهگی عزیزدلمون

    دختر نازنینم 1 ماهه که در کنار ماهستی و منو بابا در کنار تو خوشبخت تریم. یک ماهگیت مبارک خانوم خانما. عزیزدلم از داشتنت خیلی خوشحالم و خدارو شکر میکنم که تو رو به ما هدیه کرده عسلم این روزها حسابی عسل شدی ومامان دلش میخواد بخوردت. روزها دوست داری لالا کنی اما بعضی شبها دلت نمیخواد که بخوابی ومنو بابا مجبور میشیم که با صدای سشوار بخوابونیمت. امروز هم واسه چکاب یک ماهگیت رفتیم دکتر.افای دکتر گفت که همه چی خوبه امشب هم بمناسبت 1 ماهگیت یه  جشن خانوادگی کوچولو واست گرفتم .اما عزیزم تو امروز خیلی بد خلقی کردی و همش گریه میکردی و وقتی هم که میخوابی بعد از نیم...
6 مهر 1395

پریناز در تربت ....

        به نام خدا .... سلام به دوستای گلمون اومدم که سه تا عکس از دخملیم بگذارم که چند روز پیش من و بابایی دخملیمون رو بردیمش خونه ی مامانی نجمه(مامان بابا) که دخترخاله ی باباش (معصومه جون)رو ببینه و دخملیمونم خواب بودش   توی این عکس ها دخملی بغل عمه زهرش هستش                       ...
13 شهريور 1395

پریناز مامان

    سلام سلام. خداروشکر میکنم که نی نی صحیح وسالم قدمهای کوچولوشو به دنیا گذاشت واز همه خاله ها ممنون که نگرانه من و پریناز جون بودید و واسم کامنت گذاشتید تو این مدت حسابی سرم شلوغ بوده.الان هم وقت زیادی ندارم چون ممکنه پریناز جون  بیداربشه وشیر بخواد چون هنوز به شیر خوردن عادت نکرده.   باغ ِ گل کنار ِ چشم های تو بی طراوت است... تو از بس برای من عزیزی ! خودم را فراموش کرده ام ... دخترم... تو کودکی های منی یا کودکی های مادرت ؟ تو کدام ِ مایی ؟ که انقدر دلنشین و ُ دلبرانه ای ! فدای تو تمام ِ لحظه های من. دخترم...           ...
10 شهريور 1395

پریناز به دنیا اومد

      به نام خدا .... روزی که تو بدنیا اومدی من متولد شدم...و از آن روز هم دخترم شدی,هم همه چیزم دختر آسمانی من,جهانم با تو شکرانه هایش بیشتر است و تو عاشقانه ترین باور خواب و بیداری منی... خدایا ممنون بابت هدیه ارزشمندت...                            با عکسهای جدید از پریناز برمیگردم         ...
6 شهريور 1395
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ♥ پریناز♥ می باشد