پرینازپریناز، تا این لحظه 2 سال و 11 ماه و 29 روز سن دارد
مامان افسانهمامان افسانه، تا این لحظه 31 سال و 2 ماه و 17 روز سن دارد
بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه 32 سال و 5 روز سن دارد
وبلاگ پرینازوبلاگ پریناز، تا این لحظه 3 سال و 14 روز سن دارد
هم خونه شدن ماهم خونه شدن ما، تا این لحظه 4 سال و 10 ماه و 18 روز سن دارد
سالگرد عقدمونسالگرد عقدمون، تا این لحظه 6 سال و 4 ماه و 19 روز سن دارد

♥ پریناز♥

پری

    تو شکل پری ها خوشرنگ و زیبا و آرومه دنیات من، عاشق دریام عاشق بارون عاشق چشات #پریناز #عشق_مامان #نفس_بابا #پرنسس #۲ماهگی #زندگیم #فرشته #ماشاالله     ای تو خوب بی نهایت همه ذرات وجودم به وجودت کرده عادت به خدا دوست داشتن تو هم یه عشق هم عبادت #پریناز #عشق_مامان #نفس_بابا #پرنسس #۲ماهگی #زندگیم #فرشته #ماشاالله_لاحول_و_لاقوه_الا_باالله_العلی_العظیم                   ...
18 آبان 1395

عکسای آتلیه ی دخملی

    اولین عکسای آتلیه خانگی دخترم ️ #پریناز #عشق_مامان #نفس_بابا #پرنسس #۲ماهگی #زندگیم #فرشته #ماشاالله_لاحول_و_لاقوه_الا_باالله_العلی_العظیم   #پریناز #عشق_مامان #نفس_بابا #پرنسس #۲ماهگی #زندگیم #فرشته #ماشاالله_لاحول_و_لاقوه_الا_باالله_العلی_العظیم   #پریناز #عشق_مامان #نفس_بابا #پرنسس #۲ماهگی #زندگیم #فرشته #ماشاالله_لاحول_و_لاقوه_الا_باالله_العلی_العظیم     #پریناز #عشق_مامان #نفس_بابا #پرنسس #۲ماهگی #زندگیم #فرشته #ماشاالله_لاحول_و_لاقوه_الا_باالله_العلی_العظیم     #پریناز #عشق_مامان #نفس_بابا #پرنسس #۲ماهگی #زندگیم #فرشته #ماشاالل...
17 آبان 1395

کفشدوزکی

    نمیدانم نامت را چه بگذارم!... مخاطب خاص! دلیل نفس کشیدنم! یا عشقم... به هر نامی که باشی بدان آرام برایت جان میدهم وقتی تو نباشی #پریناز #عشق_مامان #نفس_بابا #پرنسس #۲ماهگی #زندگیم #فرشته #ماشاالله_لاحول_و_لاقوه_الا_باالله_العلی_العظیم                     ...
16 آبان 1395

2 ماهگی عزیزدل

    الهی مامان بمیره که وقتی واکسن زدی کلی گریه کردی. صبح با بابا ومامانجون رفتیم واسه واکسنه گل دختر.عزیزم خانمه قدو وزنت کرد و گفت معمولیه وبعدش از من سوالاتی در موردت کرد که شما میخندی و به صداهای اطرافت عکس العمل نشون میدی ویه سری کارهایی که مخصوص نوزادان 2 ماهه است . وبعدش برات واکسن زد به من گفت که پات رو نگه دارم که واکسنت رو بزنه اما من دلم نیومد ومامانجون پات رو نگه داشت و تا واکسن رو زد گریه کردی ومن خیلی ناراحت شدم وتا اومدی اروم بشی واکسنه دوم رو به اون یکی پات زد الهی مامان فدای پاهای نازت بشه. خانمه گفت که هر 4ساعت یکبار بهت قطره استامینوفن بدیم تا تب نکنی و دردت هم بهت بهتر بشه.و روز اول هم برات کم...
6 آبان 1395
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ♥ پریناز♥ می باشد